معين الدين محمد زمچى اسفزارى
24
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
چمن چهارم از روضهء هشتم در فرستادن حضرت صاحبقرانى فلك سرير اميرزادهء جهانگير را پيش ملك و وفات ملك « 1 » ( اسلام بدار السلام ) در مبادى احوال كه حضرت صاحبقران فرخنده فال امير تيمور گورگان بتهيهء اسباب فرماندهى و كشورستانى مولع بود ، امير جاكو را پيش ملك معز الدين حسين برسالت فرستاده بود ، و ملك او را تعظيم بسيار نموده ، در باب تأكيد عهد مودت ، و تشييد مبانى موافقت ؟ ؟ ؟ گفت من ؟ ؟ ؟ اگر حضرت صاحبقرانى از آنجانب تشريف آرند ، تا بين الجانبين بنيان مصافات و مصادقت التيام يابد از مصلحت دور نمىنمايد ، چون راى صوابنماى حضرت صاحبقرانى آينهء مصفاى اسرار روزگار بود ، و در مبداء حال صورت مآل مشاهده ميفرمود انديشيدند « 2 » كه از ملوك غور نسبت بامراى گذشته مثل : امير نوروز ، و امير دانشمند ، و چوپان و بوجاى « 3 » چه افعال صادر شده اعتماد نكرد ، اما بسبب آنكه از ملك ملاطفت و ملايمت بسيار ظاهر گشته بود روا نداشت كه به بىالتفاتى مقابله يابد ، و خواست كه جانب او را بوجهى از وجوه ملاحظه نمايد تا سررشتهء مودتى كه در ميان آمده انفصام نپذيرد . مبنى بر اين معنى نهال چمن عزت و جلال ، قوت باصرهء سلطنت و اقبال اميرزادهء جهانگير را با تجمل تمام نامزد فرمود ، و مباركشاه سجزى را ملازم ركاب هلال احتشام اميرزادهء مشار اليه ساخته پيش ملك فرستاده ، پيغام فرمود كه چون كمال ديانت و مسلمانى تو واضح بود بر صدق محبت و ولاى تو اعتماد نموده فرزند ارجمند و قرة العين سعادتمند خود را پيش تو فرستادم
--> ( 1 ) - مك : اسلام بدار السلام . مج . پا : اين جمله را ندارد . ( 2 ) - مج . پا : انديشيدند كه . مك : انديشيد كه . ( 3 ) - در اصل ( يونان ) قياسا اصلاح شد .